یادداشت‌های یک چپ‌دست

keep moving forward

95-وی جان سالم به‌در برده -تااینجاش!!-

و با تاسف بسیار این هفته و هفته قبلش انقدررررررررررررررررررر کار داشتم که فقط تا آخرین مهره ستون‌فقراتم توی کتابام فرو‌رفته بودم و اگر وقت اضافی هم بود در کمتر از صدم ثانیه پتوم رو پهن می‌کردم عین جت بالشتمو از بین کتابام می‌کشیدم بیرون و می‌خوابیدم:دی مورد داشتیم صبح بلند شدم دیدم با کتاب گرفتم خوابیدم یا مثلا چراغ روشن و با عینک و خلاصه زندگی سختی بود و سخت‌تر هم هست و  میشه احتمالا:|||الان که دارم این پستو می‌نویسم کارم کمتر شده؟نچ!بیشتر هم شده!به جز دوره‌ها، فاینال کلاس زبان و امتحان کل ترم اول شیمی رو که امروز خبردادن و فردا هم امتحانشو می‌گیرن هم اضافه شدن:|||مسخره‌تر از همه اینه که یه صدای مشاورمانندی تو ذهنم همش میگه منتظر نباش وضعیت بهتر بشه!بدتر میشه ولی بهتر نه!خلاصه آره دیگه:/
جمعه این هفته رفتم نمایشگاه کتاب و بله!همزمان با دورهمی باقی بلاگرا و همزمان با زهرا. ولی هیچ کدومشون رو ندیدم به‌هرحال:دی که البته این خیلیم خوبه!چون اگه از اینکه من زیاد دورهمیا رو دوست ندارم ( البته چون تجربه ای به جز دیدار وبلاگی هرروز صبحم باآنه نداشتم نمیتونم نظری بدم:دی ) بگذریم، اونروز از آزمون برگشته بودم و از نمایشگاه تا مدرسه ما تقریبا ده دقیقه راه هستش و خب با همون روپوش مدرسه رفتم دیگه:دی ولی می‌ارزید به‌نظرم:دی


سالن ناشران عمومی

بگذریم...نمایشگاه مثل همیشه عالی بود. هم ناشران عمومی و هم ناشران آموزشی. البته خیلی خیلی شلوغ بود که خب!به‌هرحال نمایشگاه کتابه دیگه، صحرای آفریقا که نیست خب:|||| ازبین کتابایی که گرفتم، مزایای منزوی‌بودن کتابی بود که احساس دین به نویسنده‌ش می‌کنم!!!!فوق‌العاده براش خیلی خیلی کمه!خیلی!این امتحاناام تموم بشن، یه بخش کتابخونه رو حتما حتما اضافه می‌کنم به وبلاگم. الانم کتاب می‌خونم فقط فکر نمی‌کنم وقتشو داشته باشم که باخیال راحت درباره‌شون بنویسم و دوست ندارم هول هولکی و باعجله بنویسمشون چون خیلی برام ارزش دارن.

کتابای نمایشگاه کتاب(97)

+احتمال خیلی خیلی زیاد تا تموم شدن امتحانام پست زیادی نتونم بنویسم و خب درواقع سوژه آنچنانی هم ندارم که بنویسم. درباره کامنت گذاشتن هم بعدا یه پست می‌نویسم حتما..ولی اینو بگم که من همیشه دوست دارم وقتی می‌خوام برای کسی کامنت بذارم توی ایده آل ترین موقعیتم-لیوان چایی به دست در حالی که هیییچ کاری ندارم و باخیال راحت و بدون عجله-باشم.و توی این دوهفته همچین موقعیتی عین بارش برف سورمه‌آی نایاب بود، برای همین براتون کامنت نذاشتم و نبودم.
++کسی میتونه راجع‌به اینکه کیفیت عکسام اینقدرر میاد پایین و روش‌های جلوگیری از آن(!!)کمک کنه؟

میتونم از بین کتابات یکی رو امانت بگیرم بخونم و برگردونم.؟
راستش علاوه براینکه اصلا نمی‌شناسمت من کتابامو تاجای ممکن به کسایی که می‌شناسمشون هم قرض نمیدم. درواقع بعد از اینکه چندتااز کتابام مفقود شدن دیگه اینکارو نمی‌کنم.
ولی اگه ساکن تهران هستی، اسم کتابایی که مدنظرته رو بهم بگو، می‌تونم وقتی میرم کتابخونه، بپرسم ازشون که دارن کتابو یانه؟ بعد آدرس کتابخونه رو بفرستم که بری از اونجا بگیری.
از بین همه ی اینها..مزایای منزوی بودن رو مشتاق ترم ببینم چی داره میگه!
مزایای منزوی بودن بی اغراق قشنگترین و بهترین کتابی بود که تو عمرم خوندم.
بهتر از این کتاب هیچ جای دیگه ای نمیتونی پیدا کنی اصلا:))
پیشنهاد میکنم فیلمش رو هم ببینی. حالا از امتحانام خلاص بشم میام یه پست طویییل مینویسم درموردش.
امیدوارم تو امتحان شیمیت موفق شده باشی *:
هم این که فرصت ها برات همین جوری عین چــــــی بریزن (((:
مرسی:* امتحان شیمی هم خوب بود:))ولی نمره ش مهم نبود زیاد برای دبیرمون. حکم دوره و اینا رو داشت:))
+مرسیییییی:))))
[به تابستان و فرصت هایش می اندیشد:دی]
از پیش قضاوت نکن خب |:
باعیش:دی دیگر قضاوت نمی نمایم:)))
فوتبال نیست بابا :| خیلیییی خوبه بخونش حتما *-*
جدا؟ پس میخونمش
چون دیده بودم مترجمشم فردوسی پور هستش فکر کردم برا فوتباله
مرسی گفتی*_*از تاریکی های ظلمت درآوردیم:دی
میرم میخونمش۸_۸
خب ما تولد میگیریم، منتها مامان بابام چیزی بهم نمیدن اصولا :/
دقیقا همونا *_*
هنر شفاف اندیشیدن رو خوندی؟
:))))
۸____۸
والا میخواستم بخونم، بعد گفتن درباره فوتباله. من فوتبال دوست دارم ولی موضوعی نیست که کتاب خوندن درموردشم دوست داشته باشم. برای همین نگرفتمش ولی تعریفشو خیلی شنیدم:دی چطور؟
منم میگم ولی فقط یکی از دوستام که کتابخونه هرسال بهم کتاب میده.. طرف پدری هم فقط پول میدن اونا رو‌میشه جمع اوری کرد بعد از اینکه جبر جغرافیایی رو‌کشتیم ازش استفاده کنیم :دی
ارزومان داشتن یکی ازین کتابخونه رویایی بززززررززگاااااااس😍
اصولا تولد منو دوستام فقط یادشونه و نهاااایتا پدربزرگ و مادربزرگ:دی
به علاوه عیدیای هرسال۸_۸
از اینایی که تا سقفش کتابه و کل دیوارا کتابخونه س۸_۸ بعد انقدر ارتفاعش زیاده، نردبونم داره که باهاش آدم بره کتابارو از بالا بیاره*_* 
خیلی خوبن لعنتیاا:))))))
ایا شما بودجه جمع آوری میکنین که هرسال برین نمایشگاه کتاب؟
(حسودی میکند که نمیتاند به این راحتی برود؛ که البته اسمش هم حسودی نیست ولی خب)
من برای کتاب معمولا یه بودجه دارم ولی پیش میاد که مثلا بابام باشه یا به عنوان کادوتولدی فلانی چیزی برام بگیرن و کل سال دارم به دیگران توصیه میکنم اگه برای بعضیاااا ( اشاره به خود به صورت غیرمستقیم ) خواستین کادو بگیرین کتاب بگیرین، خرس لازم ندارن بعضیاااا:دی
:((( چقدر بد که راحت نمیتونی بیای. لعنت به جبرجغرافیایی اصن:((
من پنجشنبه اونجا بودم:)
عه، پس یکی دیگه جمعه اونجا بود. [آیکون تفکر]
سه شنبه ۱۸ ارديبهشت ۹۷ , ۲۲:۱۴ جادوگر قبیله ی موهاتاک
منم بشدت کار دارم و تا کمر تو درس و کتاب فرو رفتم-_-
نزدیک خرداد شده، همه درسا میخوان دوره کنن:((
تابستووون:((کجایی؟
ببین اول توی پینت سایز عکسو تغییر بده بعد آپلود کن. من عرضشو همیشه می‌ذارم روی پونصد. فکر کنم کیفیتش خوبه ولی فشرده و مچاله شده
الان میرم امتحانش می‌کنم. خداکنه خوب بشه:))
بعدانوشت:مرسی شباهنگ:)))))))حل شد بالاخره:))
میفرستی بزنمت؟ :// 
میگم بده ینی یده دیه! دهع -_- 
مشکوک میزنی ( نگاه چپ چپ می‌اندازد )
تا نگی چیکار داری نمی‌دم اصن -ـ-
خونمون جنوبیه نمیتونی پرت کنی :دی 
.
اممم اره اینم حرفیه! 
.
+ میخوام دیه. ببینم چه کتابایی هست منم بخرم. نشر میلکان خیلی خوش دسته کتاباش :دی 
از زیر در میدمش تو خب:دی
حالا من تورو نمی‌دونم ولی من خودم زیاد اینجوری نیستم که کسی بهم کتاب پیشنهاد بده تندی خوشم بیاد و برم بگیرمش. میرم شهرکتاب و هرکتابی که احساس کردم خیلی بهم شباهت داره و خوشم بیاد رو میگیرم. حالا من الان یه لیست بلندبالا دارم از کتابایی که هروقت یکم پول اومد دستم بگیرمشون ولی فکر نکنم به‌دردت بخوره
از این به بعد خواستی کتاب بخری بهم بگو :/ هم تصویر دریان گری و هم مردی به نام اوه رو من داشتم بهت میدادم (البته اگه آدمی نیستی که دلش میخواد حتما خودش اون کتاب رو داشته باشه!) 
+ لیست کتابات رو هم ندادی بهم داداچ!!!!
میدونستم داشتی خب://نخبه!
نه نیستم. ولی بعضی وقتا یهویی دلم میخواد یه کتابی رو بخونم و خب ترجیح میدم اونموقع کتابه دم دستم باشه تااینکه بکوبم برم کتابخونه و الخ:دی
+من سه چهارتا لست کتاب دارم!این یک!
دوما برای چی میخوای؟
سوما هرآنچه در نشرمیلکان ( بیشتر ) و نشرچشمه یافت می‌شود!
+ یه روز بردار بیار دم خونمون. فک نکنم بتونیم/بتونم قرار بذاریم/بذارم!
شایعه شده شنبه میخوان ساعت یک تعطیلمون کنن.
بذارم تو پاکت پرت کنم توی خونتون؟:دی
احتمالا تنظیمات دوربین گوشیتو دستکاری کردی و VGA هست فرمتش. تغییر بده سایز و فرمت عکساتو
الان چک کردمش. full HD بود و حتی چندتا پست قبل هم یکی از عکسا رو دوستم گرفته بود و اون دوربین گوشی‌ش خیلی خوب بود ولی بازم خراب شده بودن عکسا:(
یه بار توی پیکوفایل آپلود کردم بهتر شد. ولی سایزش خوب در نمیومد 
+ممنون:))
اصن اون کتاب رو واس خودت نوشتن D; 
+ هی به خودم امید دادم که آنه بذار تابستون بیاد، هم کلی کتاب میخونیم هم کلی فیلم و سریال میبینیم. بعد الان بعد از جلسه با غزل (معلم سال بعد مسابقه) فهمیدم که برسم حموم هم برم خیلیه :| حالا برات باس مفصل‌ترشو تعریف کنم!
آره خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی شبیه من بود.
+یه قرار بذار، جزوه فصل آخرت هم بهت پس بدم جتمااا:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این وبلاگ هرگز حذف نمیشود،امید است بیان هم آنرا به سان بلاگفای عقده ای بیریخت چلغوز(!)حذفش نکند.

اگر هم من رو در دنیای واقعی می شناسید یا حتی اگر اینجا رو هم میخوانید،تنها انتظارو خواهش اینه که به من نگین دارین اینجا رو می خونید،کلا به روم نیارین که دارین وبلاگمو میخونین:)

کپی،چه با اجازه و بی اجازه بلامانع است ولی منبعش رو قید کنین لطفا!
[درسته من به تفاوت عقاید اعتقاد دارم،اما اگر به مولانا یا رادیو تهران یا بسکتبال یا حضرت والای لیبران جیمز چیزی بگین دیگه رو من نباید حساب کنین:|]

+از همین الانم بگم که وبلاگ خوبی داری و پست هات مفیدن و تبادل لینک کنیم و اینا یه راست میره تو هرزنامه!!پس از این چرت و پرتا واسه من نذارین که اصلا اعصابشو ندارم:|

+منو جمع نبندین!میدونم همتون باادبین:|(سفیر فرانسه نیستم که!)

اینجا رو دوست دارم،که مینویسم....اینجا رو اگر دوست دارید،بخونید:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan