یادداشت‌های یک چپ‌دست

keep moving forward

91-پوچ!

میگه:
بین تو و آرزوت،یه دیواره که پشتش آرزوته و اینورش خودتی.
دیواره یه سوراخ داره که میشینی از توی همون سوراخ آرزوتو میبینی و خیالبافی میکنی که داری آرزوتو زندگی میکنی.نمیشه که کل زندگیتو پشت دیوار بشینی..بلند شو و یه بار برای همیشه دیواره رو خراب کن و خیال خودتو راحت کن.
میگم:
یه دیواره
یه دیواره
یه دیواره
که پشتش،هیچی نداره...
پشتش هیچی که نداره به کنار ممکنه یه خرابه هم باشه حتی فکرشون نمیکردیم،دنیای  ارزوهامون با واقعیت خیلی فرق داره
می‌دونی ماها از این ناراحت می‌شیم که وقتی به یه چیزی می‌رسیم،از اون چیزی که توقعشو داریم متفاوته.
وگرنه واقعیت که ثابته.قسمت ناراحت کننده‌ش اون شوکه‌شدن مون هستش به نظرم:(
یه دیواره ... 
که ظاهرا باید پشتش رو خودمون بسازیم...
البته امکانات موجود در دسترس و قطر دیوار و جنس آجر ها و چگونگی چینش آنها اهمیت زیادی داره :))
:)
و جالبه وقتی کامنتو عدم نمایش می‌کنی من دیگه پاسختو نمی‌بینم
جدا؟منطقی نیستش.کاش انتخابی بود.
شاید من هدفم از عدم نمایش،فقط خصوصی کردن اون کامنت باشه خب:تفکر
+الان میام پاسخشو کامنت می‌ذارم برات:)
:))) من حتی در عالم خواب هم نیم‌فاصله‌ها رو رعایت می‌کنم
آهنگه رو هم گوش دادم تازه :))) خوشمم اومد تازه :)))

تو الان تنها کسی هستی که از اون وبلاگ برات کامنت گذاشتن
این یه نشونه است
و می‌تونی به خودت افتخار کنی
:))))شبی تو فردوسی قرن بیست و یکمی:دی 
:))

جایزه سیمرغ بلورین کامنت از وبلاگ"از فرهنگستان"حتی:دی
ای وایِ من!!!
شش صبح اون کامنتو در حالت خواب گذاشتم
عدم نمایشش کن آبروی فرهنگستان رفت :))))
وا اسلاما
وا اسفا
وا استادا
وا فرهنگستانا
وا حدادا :)))
[چپ چپ نگاه می‌کند]
می‌خواستم برم بگم حداد عادل برام کامنت گذاشته که خب:دی
ولی بازم خوش به حالت کامنت درحال خواب می‌ذاری واضح و مشخص می‌ذاری
من یه بار که رسما خواب بودم برات کامنت گذاشته بودم،بعد فرداش که خوندمش فقط به این فکر می‌کردم که چجوری منظورمو فهمیدی:دی
درباره فرهنگستان و زیست‌شناسی ام بود و کاااملا جدی داشتم اعتراضم می‌کردم:دی

دوشنبه ۲۰ فروردين ۹۷ , ۲۰:۲۰ جادوگر قبیله ی موهاتاک
چرا اینقدر قشنگ بود این متن؟
قشنگ می‌بینی:))
[وی از خوشحالی سر به بیابان می‌نهد]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این وبلاگ هرگز حذف نمیشود،امید است بیان هم آنرا به سان بلاگفای عقده ای بیریخت چلغوز(!)حذفش نکند.

اگر هم من رو در دنیای واقعی می شناسید یا حتی اگر اینجا رو هم میخوانید،تنها انتظارو خواهش اینه که به من نگین دارین اینجا رو می خونید،کلا به روم نیارین که دارین وبلاگمو میخونین:)

کپی،چه با اجازه و بی اجازه بلامانع است ولی منبعش رو قید کنین لطفا!
[درسته من به تفاوت عقاید اعتقاد دارم،اما اگر به مولانا یا رادیو تهران یا بسکتبال یا حضرت والای لیبران جیمز چیزی بگین دیگه رو من نباید حساب کنین:|]

+از همین الانم بگم که وبلاگ خوبی داری و پست هات مفیدن و تبادل لینک کنیم و اینا یه راست میره تو هرزنامه!!پس از این چرت و پرتا واسه من نذارین که اصلا اعصابشو ندارم:|

+منو جمع نبندین!میدونم همتون باادبین:|(سفیر فرانسه نیستم که!)

اینجا رو دوست دارم،که مینویسم....اینجا رو اگر دوست دارید،بخونید:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan