یادداشت‌های یک چپ‌دست

keep moving forward

85-زمین صبور

بعضی وقتا خیلی خیلی خیلی زیااد دلم از آدما میگیره.همون بعضی وقتایی که فکر میکنم اگه بندازنم توی یه ظرف بزرگ و سه لیتر وایتکس هم روم خالی کنن،این دلگیریم ازشون پاک نمیشه.
بعضی وقتا که نه خب..حقیقتا خیلی وقتا هست که میام پنلمو باز میکنم و به اون"راهنما"ی بالای کادر،کنار مرکز مدیریت نگاه میکنم و هی و همش فکر میکنم چی میشد اگه اون راهنما،فقط راهنمای وبلاگستان نبود و راهنمای کل زندگی بود؟چی میشد اگه وسط مشکلا،یهو یه راه حل سوپرمنی به ذهنمون میرسید و همه چی حل میشد؟

بعضی وقتاام شده که فکر کردم من اگه زمین بودم،چیکار میکردم؟بااین همه آدمی که راحت وایسادن و دل شکستن و حرف زدن و براشونم مهم نبود چیکار میکنن،لج کردن مسخره کردن،فکر کردن که دارن بهترین کارو میکنن ولی دو قدم اونورترشونو ندیدن که یکی،از کاراشون ناراحت شد..ندیدن،نفهمیدن،نخواستن ببینن،نخواستن بفهمن..
چیکار میکردم باآدمایی که برداشتی رو از هرچیزی میکنن که دوست دارن.خودشونو فرشته ی پاک مقدس جلوه میدن،و دیگران؟مگه مهمه؟
بعضی وقتا لازم دارم،لازم داریم بریم بشینیم و فکر کنیم و فکر کنیم و فکر کنیم....و ناراحت بشیم برای آدمایی که بهترینامون بودن،اما کارایی رو کردن که از بدتریناامونم توقع نداشتیم...
سال نوی امسال،قطعا غم انگیزترین سال نوئه..
و من همچنان دلگیر و دلتنگ از آدماام...
این وبلاگ هرگز حذف نمیشود،امید است بیان هم آنرا به سان بلاگفای عقده ای بیریخت چلغوز(!)حذفش نکند.

اگر هم من رو در دنیای واقعی می شناسید یا حتی اگر اینجا رو هم میخوانید،تنها انتظارو خواهش اینه که به من نگین دارین اینجا رو می خونید،کلا به روم نیارین که دارین وبلاگمو میخونین:)

کپی،چه با اجازه و بی اجازه بلامانع است ولی منبعش رو قید کنین لطفا!
[درسته من به تفاوت عقاید اعتقاد دارم،اما اگر به مولانا یا رادیو تهران یا بسکتبال یا حضرت والای لیبران جیمز چیزی بگین دیگه رو من نباید حساب کنین:|]

+از همین الانم بگم که وبلاگ خوبی داری و پست هات مفیدن و تبادل لینک کنیم و اینا یه راست میره تو هرزنامه!!پس از این چرت و پرتا واسه من نذارین که اصلا اعصابشو ندارم:|

+منو جمع نبندین!میدونم همتون باادبین:|(سفیر فرانسه نیستم که!)

اینجا رو دوست دارم،که مینویسم....اینجا رو اگر دوست دارید،بخونید:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan