یادداشت‌های یک چپ‌دست

keep moving forward

70-از سلسله مورد نویسی ها!

1.به عنوان یه خواننده(منظورم خواننده وبلاگه ها:دی)ترجیح میدم وبلاگایی رو که نویسندشون یهو غیبش میزنه رو نخونم.(دقیقا کاری که خودم دارم میکنم و از اینکار میتونم بگم متنفرررمممم).حالا دلایل مختلفی داره،یکی از اون هزار تا دلیل اینه که اینجا فضای مجازیه و ما به هم دسترسی به صورت زنده(!) نداریم و امیدوارم هیچکدومتون،هیچ وقت،هیچ اتفاقی نیوفته براتون که نتونین بنویسین اما اگه یه اتفاقی افتاد،ما از کجا میفهمیم؟یکی از نگرانی هایی که داشتم و دارم و خواهم داشت،اینه که وقتی اتفاقی براتون افتاد که دیگه نتونستین بیاین اینجا،تکلیف اونایی که وبلاگتون رو میخوندن چی میشه؟به هرحال،تو قسمت برچسب زرد پنلم،یه پست نوشتم و یوزر پسوردمو دادم دست یکی از دوستام،که اگه مردم،یکی بیاد اون پستو بذاره براتون.آینده نگری تا کجااا؟:دی

2.شیمی دان درونم داره سرم غر میزنه که ای بهار نادان!تا کجا میخوای فیزیک بخونی؟تا کجا با اثباتی های فصل دو سر و کله میزنی؟بیا اینجا،یه سری یون دارم،که آبپوشیده شدن:دی(به خودش نهیب میزند که بهار،انقدر حسرت وار به مورتیمر نگاه نکن!پایان شب سیه سپید است به هر حال!)

3.(این موردو برای خودم نوشتم،ینی با عرض معذرت شما چیز زیادی ازش دستگیرتون نمیشه،البته کاش میگرفتین که چی میگم)چندتا تستو مشخص کرد،گفت سریع بزنیدش..لیوان آبو برداشت،وقتی لیوانو گذاشت من دستم روی کتابم بود،تستارو زده بودم و منتظر بودم ببینم جوابا چی میشن؟لیوانو که گذاشت روی میز سرشو سوالی خم کرد و نگام کرد که یعنی حل کردی؟،سرمو جوابی خم کردم که یعنی بله.خندید،گفت آفرین.

4.نیلوفر مسابقه فیزیکشو داد(IYPT)از ته ته ته ته ته ته دلم میخوام که رتبه بیاره و بره چین یا تایلند و برای منم سوغاتی بیاره^_^شماام از ته ته ته ته ته ته دلتون دعا کنین براش^_^خیلییییی زحمت کشیده:)))ولی من میدونم قبول میشه^_^اصن مگه میشه قبولش نکنن؟مگه داریم؟:))

5.دقت کردین که دیگه آمار تلفات راهیان نور،داره به آمار شهدای دفاع مقدس میرسه؟یا مثلا اتوبوس های اردوهای دانش آموزی که مثل مونوکسید کربن،قاتل خاموش شده دیگه://

6.فرق یه بلاگر با یه آدم عادی،دقیقا و دقیقا اینه که یه بلاگر میدونه آخرش،یه جای دنجی هست که میتونه هرچی بوده و نبوده رو تو یه مستطیل کوچیک تایپ کنه و اون دکمه سبزه(حالا مثلا برای بلاگ اسکای اون دکمه آبیه:دی)رو بزنه و تموم!خداحافظ سختی ها!خداحافظ مشکلای بیریخت و چلغوز:))))
اون تیکه ی خداحافظ سختی ها قشنگ بود! :)
عرض ارادت و چاکلزیت:))
4. تایلند نیست داداچ😂 
بین‌المللیش که چینه و شاید اتریش هم باشه! فعلا هیچی معلوم نیست :/ 
6. دراکولا لایک :)
4.افغانستانم که بری باید برای من سوغاتی بیاری به هرحال:دی
6.چاکلزیم:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این وبلاگ هرگز حذف نمیشود،امید است بیان هم آنرا به سان بلاگفای عقده ای بیریخت چلغوز(!)حذفش نکند.

اگر هم من رو در دنیای واقعی می شناسید یا حتی اگر اینجا رو هم میخوانید،تنها انتظارو خواهش اینه که به من نگین دارین اینجا رو می خونید،کلا به روم نیارین که دارین وبلاگمو میخونین:)

کپی،چه با اجازه و بی اجازه بلامانع است ولی منبعش رو قید کنین لطفا!
[درسته من به تفاوت عقاید اعتقاد دارم،اما اگر به مولانا یا رادیو تهران یا بسکتبال یا حضرت والای لیبران جیمز چیزی بگین دیگه رو من نباید حساب کنین:|]

+از همین الانم بگم که وبلاگ خوبی داری و پست هات مفیدن و تبادل لینک کنیم و اینا یه راست میره تو هرزنامه!!پس از این چرت و پرتا واسه من نذارین که اصلا اعصابشو ندارم:|

+منو جمع نبندین!میدونم همتون باادبین:|(سفیر فرانسه نیستم که!)

اینجا رو دوست دارم،که مینویسم....اینجا رو اگر دوست دارید،بخونید:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan