یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

67-جوراب روشنایی میاره!

جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۰۳ ب.ظ
دیروز از بیرون اومده بودم و خیلی خسته بودم،بدون اینکه مانتو و مقنعه ام رو آویزون کنم،نشستم روی مبل و ظرف غذایی که مامان گذاشته بود رو برداشتم،دوتا قاشق به زور خوردم اونم به خاطر اینکه مامان ازم پرسید ناهار خوردم یا نه؟بگم که آره بابا،کللی ناهار خوردم:دی بعدم رفتم سر فیزیک خوندنم..عصری داییم اومد خونه مون و نشسته بود رو همون جایی که من ظهرش ناهارمو خورده بودم،بعد یه دیقه بلند شد که بره آشپزخونه که یهو مامانم عین اینایی که سوسک دیدن به مبل خیره شد..آقااا چشمتون روز بد نبینههههه..اونجایی که مامانم داشت نگاهش میکرد،جورابای من بودن،یعنی تمام مدت داییم رو جورابای من نشسته بود:دی
بعد حالا اومدم دسته گلمو جمع و جور کنم،گفتم جوراب روشنایی میاره به هرحال!یعنی آدم با چنگال شیرموز بخوره،اینجوری ضایع نشه ها!از قیافه داییم که نگم براتون کلا!ولی مامانم فقط دنبال دمپایی پلاستیکی میگشت:دی
۹۶/۰۸/۱۹

نظرات  (۱)

ادم شیر کاکائو با افتابه بخوره اینجوری ضایع نشه :)))))))))))))
جوراااب
چقدر ما تفاهم داریم :)

پاسخ:
به شیرکاکائو توهین نکنااا:/
صحییح(آیکون تفکر)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی