یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

63-بیشترین زحمت،کمترین حقوق

يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۵ ب.ظ

با داییم اینا نشسته بودیم و داشتیم فیلم حمله به اچ سه رو می دیدیم!من معمولا از فیلم دیدن خوشم نمیاد،اونم فیلمی که سال هفتاد و سه ساخته بودنش!ولی این خیلی خوب بود!خیلی خیلی باحال بود فیلمش:)))پیشنهاد میکنم برین حتما ببینین فیلمشو:))آره داشتم میگفتم..پسرداییم از بچگی دوست داشت خلبان بشه..البته خب احتمالا خلبانی رو به عنوان شغل دوم گرفته بود و شغل اولش فلافل فروشی بود یا مثلا سوسیس کالباس فروشی:دی... از بس شغل نیست!والا!!بعدش داشتیم درباره شغل صحبت میکردیم،خانواده هم ما رو با دست نشون میدادن میگفتن دانشمندای آیندن اینا:|به نظرتون تیکه انداختن ینی؟(آیکون تفکر!)
خب حالا مهم نیست،من که خودم میدونم دانشمند هستم به هرحال:دی داشتم میگفتم...هرجا سخن از شغل درمیان است،شغل معلمی و اینکه چقدر برای یه دختر،خوبه که معلم بشه و نگاه تاسف بارانه به من که رفتم تجربی هم درمیان است:|بله!بعد زنداییم داشت میگفت یکی از دوستاش که معلم پیش دبستانی بوده قبلا،خواسته دوباره کارشو ادامه بده،بعد با هزار زحمت تونسته معلم دبستان ششم و چهارم بشه:|فکرشو بکنین؟معلم پیش دبستانی کجا؟معلم کلاس ششم؟حالا اصلا اینا هیچی..حقوق ماهیانه چی؟ماهی هشتصد و پنجاه تومن،که اونم هر ماه نمیدن که...پایان این هشت ماه که شد(ینی اردیبهشت)کل حقوق رو جمع میکنن و باهم میدن!!!!!!!!اون خانم چی شد؟هیچی!باخوشحالی مشغول به کار شد:|خب،یه دیقه وایسین،شلوار جینمو با شلوار آدم وار عوض کنم که برم روی منبر:دی اون تسبیحمم بیارین بذارین سرجاش!
1.ایشون خانم،هستن که بااین قضیه کنار اومدن..اگر آقا بودن هم کنار میومدن؟خیر!پس تا وقتی خانم هایی هستن که بااین قضیه به راحتی کنار میان،چرا از نیروی آقا استفاده کنیم؟خودتون اگه مدیر بودین،ترجیح میدادین از نیرویی استفاده کنین که کلاااا اعتراض نمیکنه و حرفی نمیزنه و شما به بهانه سرپرست نبودن،میتونین حقوقش رو دیرتر بدین؟یااز نیروی غرغرویی(!)که حقوقش رو هرماه میخواد؟
2.چرا خانم ها اعتراض نباید بکنن؟اعتراض فقط برای آقایونه؟چرا ما اعتراض نمیکنیم؟چرا همه چیز رو داریم انقدر ساده میگیریم؟چرا وقتی درباره ی مشکلات جامعه(و نه فقط خانم ها و استادیوم آزادی!)حرف میزنیم،همه برمیگردن میگن ای بابا!مشکلای ما که یکی دوتا نیست و این کوچیکشونه؟
3.من استفادم از مترو و اتوبوس،به نسبت تاکسی بیشتره چون به مسیرایی که میرم معمولا بیشتر میخوره..این صحنه که کلللللی آدم کلافه ایستادن توی ایستگاه مترو یااتوبوس و دارن درباره دیر اومدن مترو/اتوبوس صحبت میکنن،صحنه ی به غایت تکراری ای هستش!چرا وقتی بالاخره اون مترو/اتوبوس به ایستگاه میرسه،اعتراضی نسبت به دیر اومدنش نمی کنیم؟چرا حرفی نمیزنیم؟البته حرف که میزنیم،مثلا ری اکشنا:
ایوووووللللللل اتوبوس اومد،بپرین بالا!
اللهم صل عل‍...
هل بده آقا،هل بده برو جلو!
هل ندی هلت میدنااا:|آره خلاصه:|
4.یه بارم امتحان ریاضی داشتیم.به عقیده ی من،دبیر هروقت درسی رو میده حق داره هروقت دلش خواست از اون درس،امتحان بگیره!ماام امتحان ریاضی داشتیم و بچه ها نخونده بودن،چون همون روز امتحان ترم زبان داشتیم و خب زبان مدرسه اونقدراام سنگین و طاقت فرسا نیست:|به هرحال،بچه ها میترسیدن که برن و به دبیرمون بگن که نمیخوان امتحان بدن..من و یکی از همکلاسیام رفتیم که بگیم و درواقع من برای امتحان خونده بودم،ولی فکر میکردم میتونستم بهترم بخونم:|به هرحال ما رفتیم و به مشاور و الخ گفتیم اینارو...بعدا که دبیر ریاضیمون اومد و ازمون پرسید که قضیه چی بوده؟،هیچکدوم از بچه ها حاضر نشدن که بگن حرفایی که ما زدیم،از طرف اونا بوده!!!از دستمون شاکی هم بودن درواقع:|و رفتن برای دبیر دسته گل هم گرفتن حتی!!چرا؟میترسیدن که اعتراض کنن!میبینین؟مشکل از همین سالای دبیرستان و راهنمایی و حتی پیش دبستانیمونه!
5.کشورایی که وضعیت رفاهیشون و اهمیت دادن به نخبه هاشون و جلوگیری از فرار مغزهاشون به نسبت ایران بهتره هم،از اول اینطوری نبودن!اوناام از اول همه چی توسط مسئولینشون انجام نشده!اول از همه،قبل از همه چی،لازمه که از همین چیزای کوچیک شروع کنیم!همین ساعت اتوبوس و تاخیراش!همین از پل عابر پیاده عبور کردن و از وسط اتوبان نپریدن از روی نرده ها:|اسکرین شات بدون اجازه نگرفتن از مکالمه خودتون با دیگران!اینا هستن که میتونن آروم آروم جامعه ی مارو بهتر بکنن..نباید توقع داشت همین فردا همه چی درست بشه!جایزه نوبل هم توسط دولت داده نمیشه!همه کارهارو دولت نباید انجام بده...باورتون نمیشه،ولی ماام تو درست کردن این اوضاع،سهمی داریم!دنبال مقصر نباشین،از خودتون شروع کنین!
6.پسرداییم از خلبانی،رسید به راننده ی اسنپ شدن:دی خدایا خودت به داییم و زنداییم رحم کن فقط!قاچاقچی نشه صلوات:||
خب دیگه،متفرق شین،نذری هم نمیدیم،برین منم برم سر فیزیک و عربیم،فردا امتحان دارم:|شلوار جین منو کی برداشتههههه؟هاااااااااا؟
۹۶/۰۷/۰۹

نظرات  (۳)

عاخ عاخ شماره‌ی 4 که چقدر حرص خوردم از دستشون -___- 

میدونی چرا اعتراض نمیکنیم ؟ چند بار شده اعتراص کردی و جواب دیدی ؟ 
من یکی که تا حالا نشده جواب اعتراضم به نفعم بوده باشه :/ هر دفعه یه بلایی سرم اومده :| وقتی آدما میبینن با اعتراض کردن چیزی عوض نمیشه پس اعتراض نمیکنن ! حالا اینکه من و تو پرروییم و این چیزا حالیمون نیس بماند :|
پاسخ:
هیچ اعتراضی،بی نتیجه نیست نیلو...حتی همون اعتراض ماام،یه سری چیزا رو تغییر داد..بعدم نتیجه رو نباید فرداش دید،بعدا نتیجه میده،یه مدت طووولانی میخواد که ما نتیجه ش رو ببینیم.
+آقاااااا،روپوش بچه های *** رو دیدی عوض شده؟مثه بارسا شده،روپوش سورمه ای با یکم قرمز اناری:|حالا ما که بودیم:|||برو تو سایت ببین،یه سریشونم مشکی شدن انگار:||
۰۹ مهر ۹۶ ، ۱۹:۰۹ توکان سبز
درمورد بخش پایین متنم باید بگم ما نه فرهنگ اعتراض داریم نه فرهنگ تشویق کردن (اسم دیگشو نمیدونم ) جایی که باید حمایت کنیم از یه کاری یه انسانی یه اتفاقی معمولا نمیکنیم جایی که باید اعتراض کنیمم همینجوری نگاه میکنیم :|
پاسخ:
آره،یکم زیادی داریم از همه چی،ساده میگذریم به نظرم...
فرهنگ تشویق کردن که هیچی..بدترم میکنیم اوضاعو..سرکوب میکنیم آدمارو تا تشویق کردن..
کاش اوضاعمون بهتر بشه واقعا..
۰۹ مهر ۹۶ ، ۱۹:۰۷ توکان سبز
پسر دوست مامانم داره دبیری ادبیات میخونه ..با رتبه ای که حقوق تهران میتونست بره رفت دبیری ادبیات خوند بخاطر اینکه میخواست زود ازدواج کنه و سریع جذب بازار  کار بشه:/
پاسخ:
هی وای من:|چرا خب؟مثلا دبیری ادبیات حقوقش از وکالت بیشتره؟:|شاید علاقه داشته که رفته خب(آیکون تفکر)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی