یادداشت‌های یک چپ‌دست

keep moving forward

54-سندروم تنبلی تابستانی البته:دی

کلاس اول که بودم،روز اول تقریبا سه چهارم بچه ها داشتن گریه میکردن و ناراحت بودن که چرا از خونه و مامانشون جدا شدن...اون یک چهارم بقیه هم داشتن به اونایی که گریه میکردن نگاه میکردن و تعجب میکردن که چرا اینا بااین شدت دارن گریه میکنن و خودشون عین سیب زمینی دارن در و دیوارو نگاه میکنن:دی من کدوم دسته بودم؟مشخصه دیگه..سیب زمینیا:دی 
مدرسه رو خیلی دوست داشتم و دارم..درس خوندنو بیشتر..یادمه همیشه تاآخرین روز مدرسه رو میرفتم،حتی یادمه مامانم میومد به زور منو از مدرسه می کشید بیرون،که برم خونه:دی(البته این قضایا برای ابتداییمه،ولی هنوزم دوست دارم تاآخرین روزو برم،هرچند که بابرنامه ریزی دقیق دوستان،همیشه یه هفته قبل کل آموزش پرورشو تعطیل میکنن:دی) 
حتی از تابستون هم خوشم نمیومد،کاری ندارم که همیشه تو طول سال تحصیلی به خودم میگفتم اندکی صبر!تابستون درراه است!:دی ولی همیشه تابستونا دوست داشتم سرم شلوغ باشه..تابستون پارسال استارت سه تا مقاله رو زدم که بقیش رو تابستون بعدی انجام بدم،یکیشون رو کامل کردیم و دوتای دیگه هنوز موندن..جزوه های دوهفته از مدرسه رو که نبودم،باید بنویسم..زبان باید حداقل مطلبای یک سالو دوره کنم..حافظه گوشیم پرشده و باید تو هارد خالیش کنم..چهارتا کتاب از کتابخونه گرفتم و هنوز نخوندمشون..فیزیک امتحان دارم...شیمی هشتمو باید بخونم..و باهمه ی اینا،از صبح که بلند شدم هییییچ کاری انجام ندادم:|و همچنان دارم اینوریدر مرتب میکنم:دی...سندروم تنبلی که میگن همینه؟واقعا فکر میکنم جلبک دریایی بیشتر از من مفیده الان:|

من دارم پس پسی میرم بدجووووووور :-"
من بدتر از تو:(((
وقتی کار زیاد دارم پا میشم میرم توی اتاق و می خوابم
خیلی حال میده و مفیده
پیشنهاد میشود
از خوابیدن زیاد خوشم نمیاد و نخواهد اومد.
اگه با به دیوار نگاه کردن احساس مفید نبودن میکنم،با خوابیدن دیگه رسما احساس بی مصرف بودن میکنم.
اصن تابستون برای بیکاری ...چرا فکر میکنی باید کارخاصی انجام بدی...برو بگرد بیرون کتاب غیررررردرسی بخون فیلم ببین اینم کلی کار برات ردیف کردم برو حالشو ببر...خخخ
خخخخخ؟؟؟؟:|
+امروز با یکی از دوستام رفتم بیرون،الان که برگشتم باز احساس مفید نبودن دارم:دی
+کتاب غیر درسی هم میخونم،درسی هم میخونم:دی غیر درسیامو جمع میکنم میبرم سر زنگ مشاوره..از بس این زنگ به درد نخوره برای ما!!یه بارم سر جلسه مشاوره خوابم برد حتی:دی
برنامه ریزی دقیق دوستان 
خخخخ
خوشم اومد



اشکالی نداره منم مثل شمام.
:)
خخخخخ؟:|

+تنبلی تابستونی اپیدمی شده ها:دی
تنبلِ کی بودی تو؟! :دی

خاصیتِ تابستونه. باید بشینی و به همه کارهایی که باید انجام بدی و نمیدی پوزخند بزنی :)
تنبلی تابستانیه آقااا...تنبل تنبل که نشدم:(((
(به دنبال کورسوی امید میگردد:(()

خب خداروشکر تنبلی تابستونی اپیدمی شده:دی
من از بی کاری افسرده میشم :)
دلم میخاد از کار و فعالیت وقت سر خاروندن نداشته باشم 
الانم فردا میخام برم مدرسه و توپوست خودم نمیگنجم اصلا :))))
*میخواد
*میخوام
من شب زنده داری برای امتحانا رو خیلی دوست دارم:))
رکوردمم ۴۸ ساعت نخوابیدنه:دی
مثلا مورد داشتم ساعت ۷ اینطورا ازخونه زدم بیرون،بعد ساعت ۷ اینطورا هم برگشتم خونه..آخرشم تکیه دادم به صندلیم،با یه لبخند ملیح گفتم آخیش..الان احساس مفید بودن میکنم:دی
تو دقیقا از همونایی هستی که تمومِ برنامه‌ریزیِ همکلاسیاتو برای نیومدنِ قبل عید خراب می‌کنی...نه؟! :|

منم مدرسه رو دوس دارم! :)
حتی اگه من ازاونا باشم،که نیستم،همکلاسیام ازوناان که یه تصمیمی که میگیرن،مخالفان اون تصمیم رو هرجوری شده سرشو زیرآب میکنن:دی
فلذا اصن سعی میکردم خودمو بکشم کنار:))من نقش سوئدو دارم کلا:دی همیشه بیطرفم.

+اولین جاییه که احساس مفیدبودنو باهاش تجربه کردم:))اولین جایی که همیشه مسئولیت داشتم:)
با بخش جلبک کاملا در مورد خودم موافقم :|
لامصب کلی کار هس ادم انجام بده ها ولی هیچی به هیچی -__-
جزوه های شیمی و فیزیک دارن چشمک میزنن:|
دیگه کم کم شبا خوابشونم میبینم:|
دیگه تابستون با برنامه نداریم که (:
کل هدف تابستون اینه بدون برنامه باشه D:
الان عذاب وجدان گرفتم که جزوه هامو ننوشتم:(
بی برنامگی رو کاری ندارم،من کلااا کارام موندن..برنامه داشتن پیشکش:دی
#از مصائب مدرسه رفتن در تابستان
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
این وبلاگ هرگز حذف نمیشود،امید است بیان هم آنرا به سان بلاگفای عقده ای بیریخت چلغوز(!)حذفش نکند.

اگر هم من رو در دنیای واقعی می شناسید یا حتی اگر اینجا رو هم میخوانید،تنها انتظارو خواهش اینه که به من نگین دارین اینجا رو می خونید،کلا به روم نیارین که دارین وبلاگمو میخونین:)

کپی،چه با اجازه و بی اجازه بلامانع است ولی منبعش رو قید کنین لطفا!
[درسته من به تفاوت عقاید اعتقاد دارم،اما اگر به مولانا یا رادیو تهران یا بسکتبال یا حضرت والای لیبران جیمز چیزی بگین دیگه رو من نباید حساب کنین:|]

+از همین الانم بگم که وبلاگ خوبی داری و پست هات مفیدن و تبادل لینک کنیم و اینا یه راست میره تو هرزنامه!!پس از این چرت و پرتا واسه من نذارین که اصلا اعصابشو ندارم:|

+منو جمع نبندین!میدونم همتون باادبین:|(سفیر فرانسه نیستم که!)

اینجا رو دوست دارم،که مینویسم....اینجا رو اگر دوست دارید،بخونید:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan