یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

40-خرچنگ در خانه:|

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۸ ب.ظ
از بزرگترین معضلاتی که میتونم بهش اشاره کنم و تو هر خانواده ی ایرانی ای باشه،قابلیت به پشت بوم کشیدن اعضای خانواده جهت خودکشی رو داره،میتونم به برادر کوچک اشاره بنمایم!!!فقط یک عدد از این موجود کافیه تا شما دیگه نتونید به زندگی عادیتون ادامه بدین!حالا چرا برادر کوچیکتر؟دلیلش واضحه:|مثلا چندوقت پیش نمک تموم شده بود و نون هم نداشتیم!خب طبق معمول،انگشت ها به سمت کی نشانه میره؟خب معلومهههه من:|به همین ترتیب اینجانب از ناحیه ی گردن گرفته شده و به سمت کوچه پرت میشم!اونم با لگد!حالا اگه نوید(همون عامل فلاکت خانواده:|)از من بزرگتر بود،دیگه انگشتها به سمت من نشانه نمیرفت:|و به جای اینکه تو این آفتاب برم نون بربری بخرم،در تخت همایونیمان(!)می نشستیم و چیپس و ماست میخوردیم:|ولی از من کوچیکتره:|این عامل بدبختی و فلاکت،نه تنها عامل بدبختی و فلاکته،بلکه عامل ریزش مو،گم شدن وسایل اینجانب،خراب شدن لپ تاپی که عین قرقی(!)داشت کار میکرد و غیره هم هست:|حالا هی راه برین بگین نوید بچس:|باهاش خوب رفتار کن:|روز تولد این عامل فلاکت،آخرین روز خوشی من بود:|کلاس چهارم بودم و رفته بودم اردو،عشق و حال:|داشتم بالیوانی که جایزه گرفته بودم چایی میخوردم،که گفتن نشستی چایی میخوری؟بیا ببین که بدبختتتت شدی:|و وقتی رفتم بیمارستان،دیگه کار از کار گذشته بود:|الانم هی راه میره و چرت و پرت میگه:|چپ برم راست بیام صاف میذاره کف دست نه تنها خانواده،بلکه کللل فامیل:|حالا هی بگین بزرگ بشین به درد هم میخورین:|خب آخه این خرچنگ که تا بزرگ بشه،من اصن تو این شهر نیستم که بخواد به دردم بخوره(اشاره به علاقم جهت قبول شدن در دانشگاه شیراز و اینا!):|الانم داره با ملیکا و سارا دوستای خیالیش حرف میزنه لابد:|این از همین الان معلومه میخواد چی بشه:|کاملا به درد بخور بودنش از همین الان مشخصه:|
توضیح:اشتباه نکنین،خرچنگ اون موجود بامزه ی تو کارتون باب اسفنجی نیست!خر چنگ یعنی کسی که به مانند خر(!)چنگ می اندازد!!!
+بابااینا رفتن بیرون،بعد من نرفتم باهاشون(بیرون،یا جای خرچنگه یا جای من:|)بعد وقتی برگشتن میگن از همون موقع تاالان نشستی در و دیوار نیگا میکنی؟:|||خب الان شما بگین من باید چیکار کنم؟برم با جکی و جیمز بیلیارد بازی کنم؟یا با کاترین اینا برم سواحل هاوایی؟لب ساحل؟یا حتی با اصغر و حسین تو کوچه گل کوچیک بزنم؟یا مثلا با کوکب و کبری خاله بازی کنم؟:|||
۹۶/۰۴/۲۳
سها .ج

نظرات  (۷)

واااای ممنون از معرفی این پست D;
عالی بود..
ولی اگه بزگتر هم بود باز تو باید نمک میاوردی://
خیلی خوب بود^_^

پاسخ:
:دی
نه بابا! یه تیپا میزدم بهش،مینداختمش بیرون که بره نمک بخره:|تازه دستور میدادم که چیپس هم بخره برام:دی ولی بزرگتر نیست:|متاسفانه:|
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۳:۲۹ سهیل اسدبیگی
سلام وبلاگتون بسیار زیباست خوشحال میشم به ما هم یه سر بزنید
www.applesp.ir
پاسخ:
خودم میدونم:|
زمستون حرص نخور ! 
کلا به نظرم داشتن برادر یکی از عذاب های الهی محسوب میشه :/ چه بزرگ و چه کوچیک عامل فلاکت هستن :| 
پاسخ:
حداقل مجبور نیستی تو آفتاب بری نون بربری بگیری:|
آقا اصلا فقط خوابگاه!
والسلام:دی
۲۳ تیر ۹۶ ، ۲۳:۲۷ الیــــ ــــوت
:))))))))
خیلی وضعش داغونه که! اسکیزوفرنی هم که داره ماشالا :))
ولی اینجا هم باید مراتب مخالفتم رو اعلام کنم. عشق است داداش کوچیک. همراه همیشگی. رفیق بی کلک :)
البته پسر بودن من هم شاید کمی تاثیر داشته باشه :)
پاسخ:
از داغون هم داغون تر اصن:دی
الان فکر کردی من خواهر داشتم اسمشو میذاشتم خرچنگ؟یا عامل فلاکت؟ولی شانس نداریم که خب:|
رفیق بی کلک که فقط بالش:دی
الان این نوید در نظر من یه پسر با دندان های شیطانیه که ازشون خون چکه می کنه! :|
الهی بمیرم...خدا صبر بده! :)
پاسخ:
تصورت کاااااااملا درسته:دی
صبر حضرت ایوب هم نمیتونه مرحله ای رو از پیش ببره:|
با کوکب و کبرى خاله بازى کن 😂😂
دلم برات سوخت :/ 
مرسى نوید اصلا عالیه این بشر
خر چنگ چجورى به دهنت رسید وجدانا
پاسخ:
تو یه روزو با نوید بگذرون،یه چیزایی به ذهنت میرسه،که به ذهن هیچ احدالناسی نمیرسه خب:|
+آره خیلییییییی عالیه:|||||||||||||||||||||
اعصابتو حسابی سفره کرده هااااا D:
+ ولی باید بگم خوش به حالش که خواهر بزرگتر داره (:
پاسخ:
مگه اعصابیم برام گذاشته این عامل فلاکت؟
+البته وجود من در هرجایی موجب سعادت هر بنده ای بوده و هست:دی ولی خدایی هیچ سودی به هم نمیرسونیم ما:|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی