یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

39-داستان یک پست ناتمام:||||||||

چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۰ ق.ظ
خیلی ضدحاله،اینکه،یه وقتایی خیلی خوشحالی،کلللی انرژی داری،بعد یهو یه چیزیو میبینی، که توقعشو نداشتی!بعد سعی میکنی بگی، بیخیال، اینکه مهم نیست،بعد دوباره یه اتفاق،به غایت، افتضاح تر برات میوفته که به این یکی دیگه نمیتونی بگی بیخیال!ولی ،به چیزایی که میخواستی تو وبلاگت بنویسی میتونی بگی بیخیال:|و اونهمه نوشته رو پاک میکنی:|
پ.ن1:خواهشا کشمش نریزین تو کیک دیگه:/تنها چیزی که نمیریزین تو کیک سوسیس بندریه فکر کنم:|آخه کشمشششش؟؟
پ.ن2:به طرز عجیبی دستم کبود و کبودتر داره میشه:|یکم از مایع سرم رفته زیر پوستم:|عملا دست راستم از کار افتاده:|شانسم نداریم که،الان باید دست راست می بودم(!)که دست چپم!و باید همه مشقای زبانمو کامل بنویسم:|
پ.ن3:بشنوید.
۹۶/۰۴/۲۱
سها .ج

نظرات  (۱۳)

کشمش تو کیک که به قدمت تاریخ بوده! قضیه کیک کشمشی واتسون گواه بر این موضوعه!:دی
+سوسیس هم میریزن. :|
پاسخ:
اعتراف میکنم وقتی قضیه ی کیک کشمشی واتسون رو فهمیدم یه نگاه عجیب غریب به کتاب کردم و کلا اسم واتسونو از دفتر کتابم خط زدم و گفتم دانشمندم دانشمندای قدیم:دی
+شوخی میکنیییی؟باورم نمیشه واقعا[آیکون در افق محو شدن:دی]
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سها جان *** ** *** ** ***
****** *** ***** **** ***
***** **** *
پاسخ:
:|
سارا؟منظورت هفته اول مرداد؟
روانی مشق گفتنتم! :)))))))


آقا سه ساعت دارم فکر می کنم، من کجا برا خودم کامنت می ذارم؟! بعد دوزاریم افتاد که منظورت آنه بوده!:|

اومممم...همه دارن تخریب روحیه می کنن درمورد کشمش...! :|
پس من این وری ام...
#نه_به_کشمش_ریختن_تو_کیک! :)
پاسخ:
اتفاقا وقتی داشتم مینوشتم،یه لحظه فکر کردم خودتونو باهم اشتباه میگیرین:دی #عای_هو_کرم!

بالاخره یکیو پیدا کردم که مخالف کشمش بود:دی
هشتگ به کمپین حمایت از کشمش زدگان(بر وزن زلزله زدگان:دی) بپیوندید:)))
کشمش که خوب میشه تو کیک، نمیشه؟! /:
پاسخ:
گردو خوب میشه ولی کشمش خوب نمیشه!کشمش تو آب دوغ خیار رو میشه تحمل کرد ولی کشمش تو کیک یه جوریه آخه:|
:|||

من فقط کیک های کشمشی دوس دارم، اونم بیشتر بخاطر کشمش هاش فقط... چقدر تفاوت هست بین نسل ها:))))
پاسخ:
امکان نداااره:|چجوری اون کشمشا رو میخورین آخه؟!مگه میشه؟خیلی بدمزست که!
+بابابزرگ:دی
۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۱۷ الیــــ ــــوت
نه، منظورم سنگین از نظر مفهومی نبودا! خوشحال نشو، خوشحال نشو! از بس علائم نگارشی و دستوری و اینا رعایت نشده بود سخت بود خوندنش باید تمرکز میکردم :))

عرفان کیه بابا. فقط آقایانمون بهرام و سورنا و فدایی :)
پاسخ:
آقا خدا وکیلی دیگه نصفه شبی چه توقعاتی داریا:دی من تاریخ روزو هم نمیدونم حتی:دی الان میرم یه چکش میکنم،سروسامون میدم بهش:)

+آخیش!خداروشکر بهزاد اینا گوش نمیدی:)فدایی هم خوبه!درکل خیلی وقته که زیاد سمت رپ نرفتم!قبلا بهتر بود،لااقل یکم معنی داشت...الان که هیچی دیگه.
+ولی شجریان و چارتار و پالت و دال یه چیز دیگن:دی
۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۱۰ الیــــ ــــوت
من وبتون رو گذاشتم رو زوم 125% بازم نوشته ها کوچیکن :)
آخه تاهوما فونت 11 خداییش نامردیه دیگه :))
پاسخ:
دست خطمم ریزه:دی میخوام به واقعیت نزدیکتر باشه:دی
امروز داشتم قالب یکی از دوستامو دستکاری میکردم،هی اون میگفت فونتش ریزه،هی من میگفتم نه،همین خوبه:دی
۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۷ الیــــ ــــوت
اون قسمت نویدش خیلی specific بود :))))))))
پاسخ:
وااااای الیوت،عااااااااالیییییی بود
وای چقد خندیدم،خیلی خوب بود!الان مامانم میاد پرتم میکنه تو کوچه:دی
نوید داداشمه،5-6-7 سالشه(سنشو دقیق نمیدونم دیگه:دی)
۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۷ الیــــ ــــوت
لپ تاپو گوشیمو به کسی ندین،ببرین یه جا گم و گورشون کنین!یه اپسیلون از وسایلمو نذارین برسه دست نویداینا!همه رو گم و گور کنین:دی 

:))))))))))))))))))))))))))))))))
پاسخ:
:دی
خب راست میگم دیگه:))))
این نوید از همین الان برا وسایلم نقشه کشیده!حتی به وسایل سیسمونیم(!)هم رحم نکرده!اسباب بازیای بچگیمو به فنا داده:دی کلی خاطره داشتم بااینا ناسلامتی:)
۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۵ الیــــ ــــوت
نخبه ممکلت ما رو ببین :) امروز 21 مه بابا :)

پست در حدی سنگین بود که بعد یکی دو ساعت خط اولو خوندم مجبور شدم هندزفری رو بیارم بیرون :)

دروغ میگه. گوش ندین. کشمش بریزین تو کیک. خیلیــــــــم خوشمزه ـس :)
سنّتی ندوس. رپ مَپ تو دست و بالت نیس ؟!
پاسخ:
تازه داشتم تاریخو میزدم هیجدهم:دی 
باز تابستون شد،حالا فردا از خواب بلند میشم میبینم اول مهره:|حالا سر زنگ عربی بود الان یه دیقه هم نگذشته بودااا:|

ینی باورم شه بالاخرههههه یه پست سنگین گذاشتم؟تو گینس باید ثبتش کنن این لحظه رو:دی

رپ چی گوش میدی؟دیدی امروز عرفان برگشت؟:))
اصن مشکلم اون سرم زدنه نیست که،اون کاملا عادیه!دکتر اونجا بهم میگه تو اینجا نذری چیزی داری که انقدر مریض میشی؟:دی کلا عادیه!
الان مسئله مچ دستمه که انگار زیر پوستم یه مقدار از مایع سرم رفته!خلاصه اگه من دراثر این قضیه مردم،لپ تاپو گوشیمو به کسی ندین،ببرین یه جا گم و گورشون کنین!یه اپسیلون از وسایلمو نذارین برسه دست نویداینا!همه رو گم و گور کنین:دی 
پاسخ:
این بیماری خودکامنت دهی نیلوفر به منم منتقل شده فکر کنم:|
کشمش همینجوریش بدمزه‌ست چه برسه تو کیک -___- 
.
دستت چیشده پسر ؟! پ
پاسخ:
من بچه بودم از کشمش خیلی خوشم میومد،قرمه سبزیم دوست داشتم،بعد تو یه برهه از زندگیم از قرمه سبزی بدم اومد،ولی الان عقلم سرجاشه!از کشمش بدم میاد قرمه سبزیم دوست دارم:دی
+مریض شدن من یه امر کاملا عادیه که:)
باز دوباره زمان رو اشتب زدی داداچ :/ 
پاسخ:
امروز چندمه،مگه؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی