یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

32-هم اکنون (بشدت!)نیازمند کمک هایتان هستیم!

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۱۴ ق.ظ
امسال خیلی الکی الکی تموم شدا
اصن نفهمیدم چجوری گذشت(آیکون تفکر عمیق!)اصلا کی تابستون اومد؟خلاصه اینکه کمدمو جمع کردم(بالاخره مامانم بهم غلبه کرد و من مجبورالجمع شدم:|)حتی کمک آموزشیای دهمم رو هم گذاشتم توی قفسه و الانم بشدت نیازمند خوندن یه سری کتاب مفید هستم(کتاب مفید منظورم کتابایی که داستان و رمان نباشن-_-و یه چیزی به آدمی(!)اضافه بنمایند!)
یه سوال؟کتاب خوب که به درد من بخوره ندارین؟یا اینکه "کتابی که اگر خودتون جای من بودین میخوندین رو میگین؟"یا اصلا" به نظرتون چه کتابایی به درد الان من میخوره؟"درضمن سنمم اگر نمیدونین(خودمم نمیدونم:|)دارم میرم دهم/دوم دبیرستان.
+الان هیچکس هیچی نمیگه:|منم آخرش میرم بایه لبخند فراخ از کتابدار کتابخونه محلمون می پرسم اونم کتابهای حسن کچل رو بهم معرفی میکنه:|
۹۶/۰۳/۲۹
سها .ج

نظرات  (۶)

وبلاگ جالب و مطالب خوبی  داری  مطالبتان هم جذاب و گیرا بود. اگر تمایل به تبادل لینک دارید اطلاع بده .مطالبتون خیلی ساده و در عین حال صادقانه است موفق باشی.
پاسخ:
آره!آره!
باید چیزی در مورد سلایقت دونست و کتاب معرفی کرد
علی الحساب کیمیاگر کوئیلیو رو پیشنهاد میدم
پاسخ:
ااا پس کیمیاگر خوبه؟حتما میخونمش،راستش خودمم میخواستم چندبار بردارمش ولی هی شک کردم که شاید داستانش زیاد خوب نباشه،میرم میخونمش حتما؛ممنون:)
سلیقه ام که خب تقریبا همه جور موضوعی رو خوشم میاد مثلا دوریان گری یاتام سایر یا بادبادک باز خالدحسینی،یا هزاران خورشیدتابان بازم از خالد حسینی یا همچین کتابایی رو تقریبا میشه گفت بیشتر از بقیه خوشم میاد.(جوابم خودش یه پست شد:دی)
منم مامانم به من غلبه کرد و کمدمو جمعوجور مردم:'( 
پاسخ:
میگن تو بهشت نه تنها نباید اتاقتو جمع و جور کنی،بلکه همونجوری که وسط کاغذات رو زمین،تواتاقت نشستی یه بالش و پتو هم میدن،همونجا بخوابی:دی
۲۹ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۷ آندرومدا :)
منم کتابای راز رو :)
پاسخ:
مرسی از پیشنهادت،حتما میرم بخونم*_*
راستی،چند جلده؟
من کتاب‌های راز رو پیشنهاد می‌کنم بهت :)
پاسخ:
هوممم همون که راندا بایرن نوشته رو منظورته؟
حتما میرم بخونم^_^
من هنوز کمدام رو جمع نکردم ^___^ هاهاهاهاهاهاها 
فعلا بشین برا آزمون بخون بعد از اون یه فکری به حالت میکنم :/
پاسخ:
فکر نکنم اینجارو ببیننا:)اون بالا نوشتم نخونن.
برای آزمون هم یه فکرایی دارم حالا...
فعلا که بابام گفته دوروز قبلش میخوایم بریم مسافرت:|

بعدانوشت:دوباره من یه حرف زدم،سی ثانیه ازش نگذشته بود که دقیقا مخالفش ثابت شد:|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی