یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

3-استامینوفن بی ادعا:دی

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۳۶ ب.ظ
وبلاگ،یک دفترچه ی مجازی هستش،دفترچه ی مجازی عمومی.برای هر بلاگری وبلاگ مثل یک دوست خوب و شاید بهتره بگم مثل یک پناهگاه میمونه.دوستی که وسایلتو باهاش تقسیم میکنی.پناهگاهی که هر وقت حالت بده،بهت کمک میکنه.تموم اتفاقات اون روزو مینویسی توی وبلاگت و دوباره و دوباره روزت رو مرور میکنی،ریز به ریز،تا بفهمی که تموم زندگی اون قسمت بد نیست،تا بفهمی که تا وبلاگت هست،زندگی باید کرد=)
نویسنده نیستم،حتی تا حالا داستان کوتاه هم ننوشتم،حتی عاشق ادبیات هم نیستم اما نوشتن مثل یک حس ناب و دست نخورده ای هست که وقتی سردرگمی،وقتی نمیدونی چیکار باید بکنی،وقتی انقدر خسته ای که نمیتونی حتی چشماتو باز کنی،نوشتن میشه برات یه انگیزه،میشه یه نور؛روشنایی ای توی تموم اون تاریکی و خستگی و درموندگی.
وقتی که اتفاقی میوفته،برف میاد،برادرت برات یه لیوان آب میاره،سرما میخوری و..... اون اتفاق و جتی کلیدواژه های اون اتفاق رو کنار دفترچت مینویسی،این فرق بلاگرا و غیربلاگرا هستش.نوشتن مثل استامینوفن هستش،دفترچه ی بی ادعا=))))بدون حرف فقط حالت رو خوب میکنه.
پناهگاه من که لو رفت و مجبور به حذفش شدم،حس کسی رو داشتم که انگار داره عزیزترین فرد زندگیشو خودش با دستای خودش به خاک میسپاره،حس زنده به گور کردن بهترین رفیقم رو داشتم.حالا دوباره شروع میکنم،مهم نیست از کجا،مهم اینه که برای این وبلاگم هر اتفاقی بیوفته(حتی اگر پشت بلند گوی وانت میوه فروشی آدرس وبلاگمو بگن)دیگه هیچوقت حذفش نمیکنم:))


۹۵/۱۱/۱۴

نظرات  (۳)

خوش اومدی :)
پاسخ:
ممنون:)))
به بیان خوش‌آمدی :دی
پاسخ:
ممنون:دی
به بیان خوش آمدید بلاگر ^_^
براتون آرزوی موفقیت دارم ^^
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی