یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward
فکر کنم بیماری نوشتن و پاک کردن یه بیماریه مسریه،بین بلاگرا،الانم خیلی نوشتم ولی پاک کردم،حرف که زیاده،درباره چشمام که الکی الکی تو این سن داره تار میشه و من یکم دیگه که بگذره دیگه جلوی پامم نمیتونم ببینم!میخوام این چندروزو بدون عینک سر کنم،متنفرم از اینکه همه جا تار باشه ولی من زندگی قبلیمو میخوام-هرچند ظاهری،هرچند موقت-،همون موقعی که خنده از لبام پاک نمیشد،همون موقعی که روی جدول خیابونا بالا و پایین میپریدم و چشمام برق میزد،همون موقعی که راه رفتنمو با خط کاشی خیابون تنظیم میکردم،همون وقتایی که با کسی دعوام نمیشد،چی شد که رفت؟چی شد که من انقدررر امیدمو نسبت به همه چی  از دست دادم؟چی شد که تکیه زدم به "هرچه باداباد"؟این چیزی نبود که من میخواستم،این چیزی نبود که من انتظارشو داشتم!نبود!به هیچ وجه!عینکمو نمیزنم و بااینکه نمیبینم ولی می خوام امتحانش کنم....
+حالم بد نیست-برای این لوس بازیا زوده هنوز-ولی میدونم که یه چیزی درست نیست،یه چیزی اشتباهه،خیلی چیزا اشتباهه،خیلی جاها رو اشتباه رفتم،خیلی زیاد!دیگه جایی برای گندزدن نذاشتم!مطلقا هیچی!
۹۶/۰۳/۲۵
سها .ج

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی