یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

27-جیرجیرکی در نیمه شب:))))

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۰۷ ق.ظ
آخرای شب بود،حول و هوش ساعت 3 یا 4(بگذریم از اینکه اونموقع من تااازه به خوابیدن فکر میکنم!)از بیرون پنجره صدای جیرجیرک میومد،آدم احساس میکرد که نشسته وسط جنگل!(صدای حیوانات نشنیده ای هستم که با شنیدن صدای یک جیرجیرک تو هپروت جنگل رفتن میرم!)سریع و تند گوشیمو از شارژ کشیدم بیرون و گرفتم نزدیک پنجره تا بلکه یه صدایی از این جیرجیرک ها ثبت بشه توی گوشیم و بعدا هم خودم داشته باشم هم اینکه تو وبلاگم بذارم!مدت زیادی خم بودم که دستم به پنجره برسه و کلا گردنم و دستم و پام و همه جام درد گرفت چون به صورت خیلی خیلی داغانی داشتم ضبط صدا(!)میکردم!خلاصه اینکه پدرم درومد تا یه جیر جیر ضبط کنم!اومدم با کلی شور و شوق هندزفری رو گذاشتمو نشستم به گوش دادن!ولی هرچی که بود،سکوت محض بود!گویا جیرجیرکا دورتر از اونی بودن که صداشون بتونه ضبط بشه!اون شب نه خودم تونستم مثل بچه آدم صدای جیرجیرکارو بشنوم و نه تونستم درست و حسابی بخوابم،چون گردنم درد گرفته بود و انگار کوه کنده بودم(!)بدتر از همه هم اینکه هیچیِ هیچی،مطلقا هیچی تو وویسی که گرفته بودم نبود و علاوه براین بدبختیای ضبط!اینکه به هیچ نتیجه ای هم نرسیده بودم نابودم کرده بود اصلا،خلاصه اینکه به خاطر بعدا،گند نزنین به الانتون:/
پ.ن1:بالاخره تونستم یه پست نیمچه آموزنده بنویسم:دی
پ.ن2:این پست قرار بود عکس داشته باشه،عکسش هم خیلی باحال بود،"یه جایی که نمیدونم کجاست(!)همه داشتن با دوربیناشون عکس میگرفتن،بعد یه پیرزنه فقط داشت نگاه میکرد"خلاصه اینکه اون عکسو پیدا نکردم،حتی رفتم توی سرچ گوگل زدم "اون پیرزنه که عکس نمیگرفت!"که اونم نیاورد:دی(آیکون سوت زدن و به در و دیوار نگاه کردن!)
فلذا شماهم تا وقتی که من اون عکسو پیدا نکردم،این پستو بدون عکس داشته باشین دیگه:)
۹۶/۰۳/۲۲
سها .ج

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی