یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

23_بر لب جوی بشین و تفاوت نسل ببین!!!

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ب.ظ
درواقع برای من زمین بیرون با زمین مدرسه با پله های خونمون با کف اتاقم با....هیچکدوم باهم فرقی ندارن!همونجوری که آدمی که گشنه هست،سنگ و چوب و لازانیا واینا براش فرقی نداره!خب یه تفکر کاملا منطقی هستش:|||
امروز بعد از امتحان خیلی خسته بودم،یعنی خستـــه بودما!!!(حالا انگار کوه کندم!امتحان املا داشتیم:دی)همینجوری ول معطل توی کوچه_خیابونِ کنار مدرسمون وایساده بودم(میگم کوچه_خیابون چون ماهیتش معلوم نیست،به اندازه ی کوچه خلوته ولی پهنای بیشتر از کوچه رو داره:دی)که مامانم بیاد دنبالم،توی یک تصمیم ناگهانی نشستم لب جوب!جاتون خالی خیلیم باحال بود،حالا یه بار از منظرش براتون عکس میگیرم:دی،خلاصه اینکه زیر درخت و لب باغچه و پاهامم آویزون توی جوب بود که چشمتون روز بد نبینه،چشمم به تهِ تهِ کوچه_خیابون افتاد که نزدیک ده جفت کفش داشتن نزدیک میشدن،منم که کلا نسبت به این پسرای دبیرستانی که همش تو فکر تیکه انداختن و شماره دادن و اینا هستن فوبیا دارم و بااون مکان نشستنم هم تیکه خوردنم صد و هشتاد درصدی بود!مثل جت توی پنج صدم ثانیه خودمو کشیدم بالا و الفرار به سمت مدرسه!!!!مامانم هنوز نیومده بود و منم دوباره برگشتم سر جام و لب جوب نشستم و داشتم گذر عمر میدیدم،که دوباره صدای چندنفر دیگه رو شنیدم،اولش فکر کردم دخترن(دیگه خودتون ببینین چقدر صداهاشون داغان بود!)،بلند نشدم،بعد دیدم سه تا پسر بچه ان!(پسربچه ده ساله!!!!)سرمو انداختم پایین و همچنان به کارم ادامه دادم،آقا چشمتون روز بد نبینه!!!این سه تا که لباس مرد عنکبوتییییییی پوشیده بودن همینجوری در حال رد شدن یه چهارتا از تجربیاتشون مبنی بر نشتن توی جوب رو بلند بلند گفتن و خندیدن و یه نگاهی هم به من کردن و رفتن(درواقع من اصلا نفهمیدم چی گفتن فقط کلمه جوب از بین حرفاشون مشخص بود:|)
ده سالشون بود:|
پ.ن:حالا هی من میگم این دهه هشتادیا نیمه اول و دومشون باهم فرق داره شما بگین نه!
ده سالشون بود:|
بازم ده سالشون بود:|
۹۶/۰۳/۱۶
سها .ج

نظرات  (۱)

لب جوب مکانى است بس خفن و مخصوص تیکه خوردن /: نتیجه گیرى از پستت بود خفنیت از نتیجه گیریم میبیاره 
نیمه ى دوم دهه هشتادى ها چین لامصب چییییییین 

پاسخ:
حالا فکر کن اون لب جوب من پشت درخت توت و اینا بود و خیلی نامحسوس بود جای نشستنم ولی بازم تیکه خوردم:|
یعنی نابودم کردناااا!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی