یادداشت های یک چپ دست!

keep moving forward

۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

امروز صبح رفتم امتحان یکی از مدارس رو بدم،باورتون میشه نزدیک 3000 نفر آدم شرکت کرده بودن؟همه هم معدلای بالای 19...چرا؟فقط چون قبولیاش از مدارس دیگه بیشتر بوده،شهریه ی نسبتا خوبی داره،یعنی نسبت به مدارس دیگه بهتره وگرنه اینم زیاده!!!(مورد داشتیم 15میلیون حتی!)من نمیدونم آخه کجای دنیا آدم میره سه چهار سال تو غیرانتفاعی درس میخونه که دانشگاه دولتی قبول شه؟://به هرحال امروز رفتم آزمونشو دادم و خیلبم افتضاح نبود و خیلی هم در اون حدی که فکر میکردم دونقطه خط وار نبود ولی عالی هم نبود دیگه.....حالا اگر قبول شدم که شدم نشدمم که مدرسه های دیگه و نمونه دولتی و ایناهم هست!فرداام دوتا از مدارس آزمونشون هست و یکیشون حوزه برگزاریش دانشگاه امیرکبیره:دی مدرسه ی خیلی خفنی(!)نیست ولی محل برگزاریش خیلی خفنه(!)ولی فکر نکنم بتونم برم..چون مدرسه ی اولی از ساعت 7:30تا 10:30هستش و اونیکی امیرکبیریه از 9 صبحه و خب اگر قبل از 8تموم کردم میتونم برم که فکر نمیکنم بازم از میرداماد بتونم اونهمه راهو نیم ساعته برم،اونم بااون ترافیک اول صبح!!!گویا اگر تو این مدرسه تحصیل کنید سهمیه ای هم برای قبولی تو امیرکبیر دارین، به هرحال من که ریاضی نمیرم که بخوام امیرکبیر قبول بشم پس برام فرقی نداره دیگه،احتمال 60%میرم اون 7:30صبح رو آزمونشو میدم...15 اردیبهشتم آزمون سمپاده،و خب فقط 48 نفرو میخوان بگیرن که مطمئنممممم که قبول نمیشم ولی خب سنگ مفت گنجشک هم مفت(البته زیادم مفت نیستش 16500تومن برای ثبت نامش باید میدادیم:دی)فعلا که به امید اون آبمیوه/شیرکاکائویی که میخوان سرجلسه بدن میرم آزمونشو میدم تا چی پیش بیاد دیگه.....آزمون نمونه هم که 9تیر://آخه من نمیدونم تااونموقع چیزی هم یادمون میمونه یا نه؟!به هرحال خیلی نامردیه به نظرم:/البته اگر به من باشه که خودم دوست دارم برم دولتی ولی خب....سه سال درس خوندن یکم نتیجه رو باید بده دیگه:///
فعلا همینا دیگه!برم پی دو کلمه درس!![کله اش را تکان میدهد و تاسف میخورد:/]

۰ نظر ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۱۴:۰۴
سها .ج

روز جهانی پیانو مبارک🎈
March_29


۰ نظر ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۳۹
سها .ج
فقط میخوام ببینم به جز من کدوم بیچاره ای تو نور ماه می شینه نت خوانی تمرین می کنه و سیر هنر در تاریخ میخونه؟(به به!چه مرتبط)
پ.ن:البته من با نور گوشیم می خونم ولی برای ازدیاد پیازداغش همون نور ماه بهتره!

پ.ن2:بله،میخوام کنکور هنر و زبان رو هم شرکت کنم.البته تا سال کنکورم قرار شده به کسی نگم برای همین تو نور ماه و این حرفا باید بخونم:دی
پ.ن3:آره میدونم آخرش هیچکدومو قبول نمی شم و باید برم آبیاری گیاهان دریایی بخونم:دی
پ.ن4:الان که هیچکاری نمی کنم ولی خداکنه زودتر تابستون برسه که با خیال راااحت دیگه کلا هیچکاری نکنم:دی
پ.ن5:چرا پی نوشتام از خود پست اصلی بیشتر شد؟://
۰ نظر ۰۸ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۳۵
سها .ج
ترم قبلی زبانمون معلممون خیلییییی افتضاح بود اصلا رو اعصاب آدم راهپیمایی می کرد...هرجلسه دوتا رایتینگ رو اگر نمیداد روحش آرامش نداشت انگار:///خلاصه اینکه به بدبختی باهاش کنار میومدیم دیگه..!سر جلسه نیم ترم بودیم که گفت سل فون(!)هاتون رو آف  بنمایید تا امتحان رو شروع کنیم...هیچی دیگه دستمو کردم توی کوله پشتیم و دنبال گوشیم گشتم که خاموشش کنم که چشمتون روز بد نبینه پیداش نکردم...فلذا گفتم میشه یه زنگ بزنم به گوشیم و اونم بهم گوشیشو داد و منم با گوشی اون به گوشی خودم زنگ زدم خلاصه اینکه آخرش گوشیم پیدا نشد و من امتحانمو دادم و رفتم خونه و دیدم گوشیم خونه جا مونده:|||به واقع انقدر تند تند حاضر شده بودم که اصلا یادم رفته بود گوشی ای هم درکار هست:دی
دیروز داشتم لیست تماسهامو چک میکردم که دیدم،عه!این شماره احیانا مال معلممون نیست؟فلذا تلگرام به یاریمان شتافت و مطمئن شدم که همون معلممونه که اینهمه اذیتمان نمود و کچلمان کرد و پوست سرمان را کند:)))))))))))
[نیشش را تا گوشش می گشاید ولبخندی خبیث میزند و به سقف خیره میشود!]
۰ نظر ۰۷ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۰۳
سها .ج